دست های پر از خالی
قریبی بی کسی اندازه داره دل من هم آخه خدایی داره
میخوام بینم ببینم اون هایی که گفته بودن اگه دختر خوبی باشم وآپدیت کنم لینکم میکنن کی میخوان لینکم کنن؟ (دوستان شما زیاد به خودتون نگیرید منظورم این مونا خانمه) راستی اگر میخواید از شن سا اطلاعات بیشتر پیدا کنید اسم لینکش توی وبم هست اسمش هم هواداران فوتبال دوسته اراکیه یه سری بزنید وب باحالیه خوب دیگه با معرفت هاش نظر میدن بی معرفت هاش نگاه میکنن امیر آقا آبجی لاله مونا خانم یک بار هم هوای مارو داشته باشید با اجازه شما بای از اونجا که من اراکی هستمو اراک و مردم اون را خیلی دوست دارم و تازه میشه گفت فوتبال رو هم دوست دارم از نویسنده یک وبلاگ اجازه گرفتم و ازش خواستم اسامی افراد تیم شن سا را برام بفرسته تا من هم بذارم توی وبم الان اسامی شون رو براتون میذارم و برای اطلاعات بیشتر برید به وبه خودش زنده باد وطن دوست زنده باد ایرانی پیروز باد شن سا از من بعید بود باورم نمیشه درود بر شما پاک دلان مشرق زمین و همه جهان من واقعا فکر نمی کردم که وقتی مدرسه ها شروع بشه این طوری بشه اما خب...آینده قابل ژیش بینی نیست چند روزی است بد جوری حالم گرفته و دلم ژره پر از هیچی پر از خالی دلم میخواد دوباره مثل تابستون ول بگردم و هر کاری دوست دارم بکن و با دوستام قرار بذارم بدون هیچ هول و هراس و دغدغه پشت کامپیوتر بشینم اما.... هنوز زوده هنوز باید ۸ ماه صبر کنم راستی تولد امام رضا را به همه شما تبریک میگم همچنین ۸/۸/۸۸ را و امیدوارم که روز خوبی بر اتون بوده باشه میخوام یک سوال کنم یک سوال که شاید جوابش واضح باشه البته هر کسی برای خودش سوالم اینه:تا حالا شده از ته دل آرزوی مرگ کنی؟چرا؟ دوست دارم جوابش را بدونم اما اگر دوست نداری برای خودت مرورش کن یه سوال دیگه:هدفت برای زندگی چیه اصلا ما برای چی زندگی میکنیم؟ به این موضوعات فکر کن من یه نتیجه عالی میخوا از نظر های که برام میذارید نوشته بر میدارم و یه خلاصه ای مینویسم با دیدارنظر های شما خوشحال میشم یا حق کاش میتونستم زمان را برگدونم و در مصرفش دقت کنم کاش میتونستم زمان را برگردونم تا حتی اگر نمیتونم دستکاریش کنم یه نگاهی به گذشته ام بندازم و بگم:این منم؟؟؟؟ گذشته من قطعا برام خیلی لذت بخش نخواهد بود چون قطعا کارهایی کردم که الان پشیمونم پس اصولا برام فایده ای هم نداره که بتونم گذشته ام را ببینم من الان فقط باید به فکر آینده ام باشم آینده ای که من میسازمش و به من بستگی داره پس هیچ وقت به گذشته فکر نمیکنم و اندوه اون را نمیخورم از دفعه بعدی که آپ کنم هر دفعه ۵ تا پست می آپم یعنی در واقعه هر هفته بین۶تا۱۰ تا پست این نظم از هفته آینده شروع میشع منتظرم باشید دوباره ماه رمضان من ماه رمضان را خیییلی دوست دارم خیلی ماه باحالی است یادم میاد اولین باری که روزه گرفتم 6سالم بود مامانم برای سحری رفته بود طبقه بالا خونه مادر بزرگم من هم از خواب بیدار شده بودم و داداشم را بیدار کردم :داداشی مامان غذا رو برداشت و رفت برادر با بی حوصلگی جواب داد:به درک اصلا به من چه؟خوب رفته سحری بخوره بگیر بخواب آره اون روز کسی به من نگفت روزه نگیر اما حالا به سلامتی متخصص تغذیه آدم شده:شما خیلی لاغری نمیتونی روزه بگیری حدودا دو ماه است که از همه بی خبرم و دلم برای تک تک آنها تنگ شده امسال برعکس سال های پیش شدیدا منتظر شروع مدرسه هستم و دارم فکر میکنم آنقدر خوش شانس هستم که در بین 4 کلاس در کلاس دوستان خودم بیفتم ؟خوب مقصودم از این همه حرف زدن: من اصولا دختر منظمی نیستم و معمولا بدون برنامه کار میکنم اما در مورد درس خوندن موضوع فرق میکنه کارهام نظم میگیره و این نظم من را متوجه کرد که در 1 هفته دوبار آپ میکنم و یک روز در میان هم یکسری میزنم اینطوری بهتره من هر وقت که آپ میکنم اول باید از شما عذر خواهی کنم اما خانم اجازه ؟!این دفعه دلیلم موجه یک سفر اتفاقی برام پیش اومد که حتما باید میرفتم تازه کلی هم خوش گذشت جای همه شما خالی سفر به موقع و به جایی بود حالا دیگه تمرکز بیشتری روی کارهام دارم و احتمالا وقت بیشتری هم برای این وبلاگ .راستی یکی از کسانی که وبلاگ سر زده بود از من خواسته بود که در مورد کسانی که تو زندگی پشتیبانه من بودند بنویسم اول باید از این عزیز به خاطر اینکه دیر به در خواستش رسیدگی کردم عذر خواهی کنم بعدش هم از شما بخواهم که شما هم از این جور نظر ها بدید دیگه این حرف ها بسه میگن وقت طلاست پس بگذارید این طلا ها به جا مصرف شه در ضمن شما که دارید طلا هاتون را میگذارید اینجا یه نظری هم بدید -الو؟سلام ببخشید من قاصدکم شما امروز بعد از ظهر لب دریا .... -الو قاصدک تویی کجا بودی ؟چرا اینقدر دیر زنگ زدی؟دیگر داشتم نگران میشدم -ببخشید فراموش کرده بودم الان هم زنگ زده ام که با پرسیدن یک سوال همه چیز را روشن کنم -هر چی که باشه جواب میدم توفقط بپرس -شما هرگز تا به حال مرا ندیده بودید و قطعا هرگز با من آشنا نیستید پس چگونه میتوانید به من بگویید دوستت دارم ؟ -خیلی برات مهمه؟ -خیلی -جوابش خیلی طولانی نیست چون میخواهی بدونی باشه من توی چشمای لطیف و خوشگل تو فقط پاکی میبینم و به نظر چشم تنها عضو بدنه که هیچ وقت دروغ نمیگه در نظر من نه تنها چشمان تو بلکه تمام وجود تو همچون چشمانت پاک است و در مورد پاک دلان جای فکر کردنی باقی نمی ماند دختر که حالا دیگر بر عقل خود شک کرده بود آرام گفت کسی که پا برهنه وسط حرف دیگران میپرد یا ادب ندارد یا کفش! انسان عاشق زیبایی نمیشود بلکه آنچه عاشقش میشود در نظرش زیباست قشنگ ترين لحظه هايم رابا سخت ترين دقايقت عوض مي کنم تا بداني عاشق ترين پروانه ات بودم ومجنون ترين ديوانه ات هستم سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي ، چون همه از نورت استفاده مي کنن ولي اصلا نگات نمي کنن ، سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن دريا هرچه دور شود ساحل باز هم کنار دريا مي ماند ، ساحلتم درياي من هميشه تلخ ترين خاطرات زندگي را از کسي تجربه مي کنيم که شيرين ترين خاطرات را با وي داشتيم يك روز فكر ميكردم اگر او را با غريبه اي ببينم شهر را به اتش ميكشم اما امروز براي ديدنش حاضر نيستم حتي كبريتي روشن كنم وقتی عاشق میشی دلت مثل جزیره میشه از چهار طرف آب دور و برت رو میگیره و معمولا فقط یک نفر تو این جزیره این ور و این ور میره وقتی به این موضوع عادت کردی متوجه میشی طرف برای خودش قایق ساخته و داره میره آنچه موجب زندگی میشود سرانجام موجب مرگ خواهد شد پس همواره بدنبال دلیل برای زنده بودن خود باش تا بتوانی زمان مرگ خویش را حدس بزنی. پرسیدی :بگو تا بدانم بهر چه زنده ای؟ با تمام وجود میدانستم که جواب سوالت عشق است اما زبانم هیچ را گفت تو گفتی پس بهر که زنده ای؟ میدانستم بهر تو اما غرور مانع شد و بلند گفت هیچکس سپس برای شکستن خودش در تو پرسید تو چطور تو با اشک گفتی بهر کسی که بخاطر هیچ کس و هیچ چیز زنده است ! و حالا میریم سراغ یک شعر عاشقانه از آقای محمد علی عابدینی این شعر ایشون در یکی از کتاب هاشون به نام تا متروکه ترین شهر هستش که من شعر های این کتابو خیلی دوست دارم و اگر این یک شعر مورد استقبال (حداقل یک نظر )قرار گرفت شعر های بیشتری براتون میزارم بن بست غزل گون خیالت گل من انگار تو از حال و هواهای قدیم راحت شده ای خوشا به حالت گل من من مثل گذشته ها پر از ایمانم ایمان به تو و عشق زلالت گل من این است که تا روز ابد میمیرم در حسرت آغوش محالت گل من تا پیش خدا پریدم اما نرسید دستم به تو و عروج بالت گل من من بودم و احساسم و یک دفتر شعر آن دفترشعر هم حلالت گل من باشد تو برو خدا کند خوش باشی با مرد خیالهای کالت گل من او محو شود من از خدا میخواهم در صورت ماه و خط و خالت گل من اما به خدا یاد خدا میماند فریا من و نگاه لالت گل من![]()






دروازه بانان
نام و نام خانوادگی
محسن الیاسی
مهیار رحمانی
مجید قاسمی
عباس فرامرزی
مدافعان
حسین جعفری
میلاد رخشان
میلاد اکبری
محمود ندائی
ابوالفضل کمانی
ابولفضل قربانی
میثم مجیدی
احسان آهنگری
وحید خدایی
هافبک ها
مهدی رحمانی
محمد سلیمی
مهدی نصیری
محسن جباری
احمد عرب زاد
حسین احمدلو
مصطفی خیری
علی فتاحی بیات
لئوناردو رینس
جعفر بیاتانی
مهاجمان
تیاگو
میثم آقایی
اندرسون
مجتبی قربانی
حسین عبدی
علیرضا جعفری
نیما هادیان





![]()
![]()
![]()
ترشی نخورم یک چیزی میشم

















![]()
![]()






با تعجب به داداشم گفتم پس چرا به ما نمیدن ؟بعد هم زدم زیر گریه من که من هم سحری میخوام داداشم هم منو برد بالا و خودش برگشت پایین همه با دیدن من تعجب کردن بدو بدو دویدم بغل مامان بزرگم و گفتم من گشنه ام غذا میخوام اون روز من قرار بود روزه بگیرم اما چه روزه ای تا سر ظهر روزه بودم بعدش هم با داداشم دعوا کردم و مجبورش کردم به من ناهار بده![]()
دلم میخواست همون لحظه بندازمش تو خشک کن ماشین لباس شویی ابله رو اََخ اینقدر از این جور ادم ها بدم میاد که حد نداره؟خوب پس لطفا شما منو دعا کنید و از خدا بخواید منو گرد کند!![]()






![]()






![]()






![]()
![]()






![]()






.البته من یک پشتیبان دیگه هم داشتم امااون درست تو بدترین موقعییت من جا خالی داد خوب بعضی ها هم این جوری اند دیگه .....اصلا ولش کنید مهم نیست اما میخوام بدونید اگر الان برگرده به هیچ وجه دیگه نه پشتیبانش میشم نه میذارم پشتیبانم بشهفقط همین
























پس فعلا بای تا چند روز دیگه!!!![]()
































